پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

162

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

پدر لوساندير « 1 » را گفته‌اند اريستوكوليتوس « 2 » بود كه از خاندان پادشاهى نبوده از تيره هراكليداى « 3 » شمرده مىشد . او به بىچيزى بزرگ گرديده و از روى شيوه‌اى كه لاكيدومنيان براى بزرگ كردن جوانان داشتند و آنان را آرزومند شهرت و بزرگى بار مىآوردند او نيز هميشه در پى شهرت مىزيست و كوشش در اين باره دريغ نمىداشت « 4 » و آنچه در اخلاق او غرابت دارد شكيبايى است كه در برابر بىچيزى نمود و هرگز خود را بنده مال نساخت . سپس هم كه اسپارت را پر از مال و توانگرى گردانيد و در نتيجه زر و سيم بىشمارى كه پس از جنگهاى آتن به آنجا فرستاد اسپارتيان را مال‌دوست ساخته افتخار چشم‌پوشى از مال را كه از باستان زمان خاص آنان بود از دستشان ربود . با اين همه درهمى از آن مال براى خود نگه نداشت . چون جنگ‌هاى پلويونيسوس به درازى انجاميد و پس از شكستى كه آتنيان در سيكيلى يافتند و چنين انتظار مىرفت كه چيرگى خود را بر دريا پاك از دست هشتند تا ديرزمانى هم پياپى شكست بهره آنان مىگرديد ، با اين همه ناگهان الكبياديس از راندگى خود بازگشته و رشته فرماندهى را در دست گرفت و تغيير در كارها پديد آورد و دوباره آتنيان را حريف

--> ( 1 ) . Lysander ( 2 ) . Aristoclitus ( 3 ) . Heraclidae ( 4 ) . شرحهايى از آغاز زندگانى او داده كه ما ترجمه نكرديم .